خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    نفست چقدر شبیه

     

    مردمک چشمم

     

    دودو ... می زند

     

     ترسیده ای ؟

     

    خسته ای شبیه خودم؟

     

    و هراسان شبیه ثانیه ها

     

    سنگین مثل دقیقه ها

     

    وساعتها را...

     

    راستی قولهایت را به چه قیمت به عبور زمان فروخته ای؟

     

    من هنوز کنار رد پای گذشته ایستاده ام

     

    خودم را به خواب نبودنت  می زنم

     

      چشمهایم چقدر چرت می زنند

     

    ...

     

    میان لالائی حقیقت

     

    ...

     

    کجای این نبودنها

     

    به بودنم می خندی

     


    این مطلب تا کنون 6 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : شبیه ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده