جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

مسافر


    سفر تو امروز
    نفس از جنس فراموشي داشت
    ودلت
    به هواي خبر وصل جديد
    رو به دروازه ي تنهايي داشت
    سفرت خوش باشد
    كه تو تنهايي و ما تنها تر
    و دلت گرم
    به اندازه ي عشقي كه هنوز
    زير قلبم نفس لحظه شماري دارد
    لحظه هايي كه براي من وتو
    همچو باران نمناك
    بر سر مدرسه ها جاري بود
    گرچه اين حرف و سخن تعطيل است
    من فقط ياد دوران كردم
    قصد تكرار غلط نيست
    هدف خاطره است
    معجزه بي معني است
    هر چه انجام شود تقدير است
    ديگر اينجا قلم از دست تو در دفتر من جاري نيست 
    از من خسته دگر تاب و تب ياري نيست
    اين جگر سوخته را
    قدرت همپايي نيست
    سفرت خوش باشد و دلت بي برگشت
    كه در اين كوچه دگر
    دختر تنهايي نيست
    كه ميان من و تنهايي من
    و خيال تو ز تنها يي ها
    فاصله بسيار است
    سفرت خوش باشد و دلت بي برگشت
    كه سحر منتظر
    بارش پاييزي نيست....



    این مطلب تا کنون 36 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ شنبه 25 ارديبهشت 1389
    منبع
    برچسب ها : تنهايي ,
    مسافر

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 10 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر